تبلیغات
كارشناسی تكنولوژی وگروههای آموزشی شهرستان سراوان -  چرا معلمان به آموختن فلسفه تعلیم و تربیت نیاز دارند؟

 چرا معلمان به آموختن فلسفه تعلیم و تربیت نیاز دارند؟

تاریخ:یکشنبه 13 آذر 1390-08:37 ق.ظ

مقدمه:

اصول و فلسفه تعلیم و تربیت یکی از درس های تربیتی مهم و ضروری متقاضیان حرفه ی معلمی است. در توصیه نامه بین المللی یونسکو، فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یکی از مواد درسی ضروری آن ها لحاظ شده است. معلمان، کلیدی ترین عنصر یک نظام تعلیم و تربیت هستند. اهمیت و جایگاه و نقش معلم در تعلیم و تربیت تا آن جاست که برخی معتقدند "معلم کارایی و کفایت او، آیینه تمام نمای کفایت و کارآیی هر نظام آموزش و پرورش است"(ایروانی، شرفی و دهنوی. به نقل از مهرمحمدی، 1379).

§        فلسفه چیست؟

کلمه فلسفه

شاید ساده ترین طریق شناسایی فلسفه، معنی کردن واژه فلسفه باشد(ابراهیم زاده،6: 1388) و (پاپکین و استرول1376). لفظ فلسفه ریشه ی یونانی دارد. این لفظ معرب کلمه ی فیلوسوفیا(philosophia) است. فیلوسوفیا مرکب از دو کلمه: فیلو به معنی دوستداری و سوفیا به معنی دانایی، پس کلمه فیلوسوفیا به معنی دوستداری دانایی است.

زمینه تاریخی

فیثاغورث اولین کسی بود که خود را فیلوسوفس(philosophos) یعنی دوستدار دانایی خواند. افلاطون هم، سقراط را فیلوسوفس، معرفی می کند. پیش از سقراط گروهی پدید آمدند که خود را سوفیست یعنی دانشمند می نامیدند. سقراط به علت تواضع و فروتنی و یا شاید برای هم ردیف نشدن با سوفیست ها، مایل نبود او را سوفیست یا دانشمند بخوانند و از این رو خود را فیلوسوفس(فیلسوف) یعنی دوستدار دانش نامید. رفته رفته کلمه فیلوسوفس (فیلسوف)، به مفهوم دانشمند ارتقاء پیدا کرد و کلمه ی فلسفه نیز مرادف با دانش شد.(طالب زاده،2: 1388)

تعریف فلسفه

کلمه ی فلسفه برای هر کسی یادآور مفهوم خاصی است که دامنه ی تفسیر آن از یک درک عوامانه، تا یک درک عمیق عالمانه در نوسان است(ابراهیم زاده،4: 1388) و هم چنین شعاری نژاد(1386) در کتاب فلسفه آموزش و پرورش به نقل از پوپر(1902-1994) می نویسد: "فلسفه جوهری ندارد که بپالایند و در تعریف بچکانند، بلکه لفظ فلسفه در اساس قراردادی و اجماعی است." و هایدگر نیز پیشنهاد کرده است برای پی بردن به معنای فلسفه بهتر است این واژه را با گوش یونانی بشنویم(نقیب زاده،10: 1388).

از بررسی مطالب ارائه شده در باره ی مفهوم فلسفه و کارکردهای آن شعاری نژاد(1386) نکات جالبی را در ارتباط با مفهوم فلسفه بیان کرده است:

فلسفه از زندگی انسان قابل تفکیک نیست.

فلسفه مخالف علم نیست بلکه مفسر و گاهی هم مکمل آن است.

فلسفه از زندگی و مسائل آن سرچشمه می گیرد.

فلسفه مدیون و معلول کنجکاوی آدمی است و در عین حال، محرک آن است. فلسفه تفکر است و لکن هر تفکری، فلسفه نیست.

با ملاحظه ی همه ی موارد بالا فلسفه را چنین می توان تعریف کرد:

 "فلسفه عبارت است از بررسی و شناخت تحلیلی و انتقادی مسائل اساسی زندگی انسان به صورت یک کل و یا بخشی از آن در ارتباط با کل"(ابراهیم زاده،9: 1388)

هر کدام از اندیشمندان در حوزه علوم بشری به خصوص تعلیم و تربیت تعاریف متفاوتی از فلسفه را ارائه داده اند مانند:

افلاطون: فلسفه کوششی برای رسیدن به روشنایی بودن است.

ارسطو: فلسفه دانشی است که در جستجوی نخستین اصل ها و علت ها است.

نیچه: فلسفه آفریدن ارزش های نو است.

راسل: کار فلسفه روشنگری مفهوم ها از راه تحلیل آن ها است.

یاسپرس: کار فلسفه روشنگری و بیدار کردن انسان است.

§        فعالیت های تحقیقی

فیلسوف در پژوهش های فلسفی اعمالی را انجام می دهد. این اعمال را در اصطلاح فعالیت می نامند. با توجه به همین اعمال است که پاره ای از فیلسوفان فلسفه را به عنوان فعالیت معرفی می کنند و برخی دیگر این فعالیت را در تحلیل زبان و فکر محدود می سازند و گروهی دیگر سیر نظری یا عقلانی را فعالیت فلسفی می دانند(شریعتمداری،55: 1388).

در هر صورت علت این تنوّع در نام گذاری فعالیت های فلسفی را می توان در پرسش های فلسفی و پرسش های غیر فلسفی جستجو کرد چنان که؛ پرسش های فلسفی را از راه مشاهده و آزمایش نمی توان پاسخ داد مثلاً: آب در چند درجه حرارت می جوشد؟ یا آهن در چه صورت زنگ می زند؟ می توانیم برای کشف پاسخ های آن ها به مشاهده و آزمایش متوسل شویم (نگاه کن، بیازمای و دریاب). به این گونه پرسش ها پرسش های غیر فلسفی می گویند. ولی همین که می پرسیم حقیقت چیست؟آیا زندگی و جهان هدفی دارد؟ باید برای پاسخ به آن ها عمیقاً اندیشید و پاسخ های مستدل پیدا کرد.(ببین، بیندیش و دریاب). به این گونه پرسش ها پرسش های فلسفی می گویند(شعاری نژاد،94: 1386).

1-    تحلیل:

برخی از فیلسوفان کار فلسفه را در عصر ما تحلیل زبان و فکر معرفی می کنند. برای کسانی که فلسفه را تلاشی برای شناختن جهان فرض می کنند زبان جز وسیله ای برای بیان عقاید فلسفی نیست. و منظور از تحلیل زبان مشخص ساختن معانی کلمات و توضیح و تشریح آن هاست. در بحث های علمی و فلسفی و در مکالمات روزمره کلماتی به کار می روند که معنی آن ها مشخص و واضح نیست. مانند: علم، فلسفه، حقیقت و واقعیت. بنابراین تحلیل زبان و روشن کردن معانی در بحث های علمی و فلسفی بسیاری از اختلافات را از بین می برد.

 

2-    انتقاد:

فعالیت دیگر فلسفه انتقاد و ارزیابی افکار و عقاید است. فیلسوف با مطالعه ی انتقادی دقیق، می کوشد تا آگاهی و عقاید ما را درباره ی جهان به طور کلی، و عالم امور انسانی، ارزشیابی کند(پاپکین و استرول، 1376) در جریان ارزیابی احکام، معیار و میزان باید مشخص باشد. مثلاً در پاره ای از رشته ها مثل ریاضیات و منطق ارزیابی احکام و قضایا از روی اصول و تعاریف انجام می شود در حالی که انتقاد فلسفی دامنه ی وسیعی دارد مانند: اصل علیت، مفهوم انسان. فیلسوف در ارزیابی، خود را محدود به نتیجه ی پژوهش های علمی نمی کند.

3-    ترکیب:

فلسفه به تألیف و ترکیب نظریات مختلف می پردازد و برخی کار فلسفه را تلفیق و ترکیب تئوری های علمی می دانند. مفاهیم اساسی مورد بحث در فلسفه از مفاهیمی که در رشته های علمی به وجود می آیند عام تر است بنابراین فیلسوف نتایج پژوهش های علمی دانشمندان مختلف را درباره ی اشیاء، حوادث و پدیده ها با هم ارتباط می دهد و از این راه نظری جامع درباره ی جهان به وجود می آورد.

4-    بررسی ارزش ها:

بررسی ارزش های اساسی کار اصلی فلسفه در عصر ما است. فیلسوفان با دیدی وسیع و درکی عمیق تحولاتی راکه در جنبه های مختلف زندگی رخ داده مورد بررسی قرار می دهند و با توجه به طبیعت آدمی و احتیاجات و مشکلات فردی و جمعی آن چه را که با ارزش است مشخص می سازند و از طریق تعلیم و تربیت و دستگاه های آموزشی افراد را متوجه این گونه ارزش ها می کنند و آن ها را برای تحقق بخشیدن ارزش های اساسی تشویق می کنند.

5-    سیر عقلانی

      عواملی که ذهن را محدود می سازند مانند: گاهی امور محسوس ذهن را به خود مشغول می دارند. زمانی تجربیات محدود ما مانع پیشرفت و سیر عقلانی می گردند. در برخی موارد عقاید یا معرفت عمومی ما را از فکر کردن و کشف راه های تازه باز می دارد. سیر عقلانی یا نظری آن گونه فعالیت فلسفی است که ذهن را از نفوذ عوامل محدود کننده ی محفوظ نگاه می دارد یا تأثیر آن ها را به حداقل می رساند.

 

6-     تفسیر یا بسط نظریات علمی:

یکی دیگر از فعالیت های فلسفی تفسیر نظریات علمی است. فیلسوفان تئوری های علمی را به عنوان حقایق علمی مورد تفسیر قرار می دهند.

§        روش تحقیق

سقراط معتقد است: "زندگی بی تحقیق و بدون مطالعه زندگی نیست و ارزش ندارد."

روش های تحقیق عبارتند از:

1-    مناظره یا مباحثه:

مانند مکالمات سقراط که در آن فیلسوف سؤالاتی را طرح می کند و خود به تهیّه جواب مبادرت می نماید و جریان تحقیق به صورت بحث و گفتگو میان دو نفر منعکس می گردد. در مباحثه معمولاً طرفین برای ایجاد تفاهم به تحلیل کلمات و مفاهیم می پردازند و معانی کلمات را مشخص می کنند. فرق مناظره با فعالیت تحلیلی فلسفه در این است که در مناظره اثبات یا ردّ نظریه ای اساس بحث را تشکیل می دهد، در صورتی که در جریان تحلیل، هدف مشخص ساختن معانی کلمات و توضیح آن هاست.

2-    روش قیاسی:

مباحثات فلسفی گاهی به صورت طرح چند اصل یا مقدمه و بیرون کشیدن احکام یا صفات جزئیات از این مقدمات صورت می گیرد.

3-    روش استقرایی:

مشاهده ی امور جزئی و بیان یک اصل یا قاعده ی کلی را استقراء می گویند.

4-    حل مساله:

از نظر دیویی علم و فلسفه اشکال مختلف فکر انسانی هستند که در برخورد با مشکلات ظاهر می گردند. پژوهش علمی یا فلسفی وقتی شروع می شود که فرد در اثر برخورد به پدیده ها در موقعیتی نامعین، مبهم و گیج کننده است. این موقعیت وقتی به وجود می آید که فیلسوف یا دانشمند به پدیده ای تازه برخوردکند و نتواند از تجربیات گذشته ی خود استفاده کرده و آن چه را که به آن برخورد کرده مشخص سازد، و موفق به توضیح و تشریح آن گردد.

§        روح فلسفی

آن چه متفکری را به عنوان فیلسوف معرفی می کند همان طرز تفکر، نحوه ی برخورد با مسائل، گرایش و خصوصیات فکری اوست که در جنبه های مختلف رفتارش به چشم می خورد. برخی از این خصوصیات عبارتند از:

تردید منطقی      کنجکاوی    ژرف اندیشی   دید وسیع    سعه ی صدر    ترقی طلبی 

وحدت شخصیت     طرفداری از ارزش های انسانی (شریعتمداری،1388)

با توجه به ویژگی های روح فلسفی می توان کارکردهای آن را چنین برشمرد:

1-    رغبت زیاد به تحقیق و کوشش مداوم برای کسب معرفت.

2-    تردید خوش بینانه در کم و کیف معارف بشری.

3-    روح فلسفی همیشه پرسشگر است.

4-    روح فلسفی از تقلید و پیروی کورکورانه بیزار است.

5-    روح فلسفی معتقد است که روابط انسانی بر تفاهم و تسامح مبتنی باشد نه بر دشمنی و نزاع.

6-     از جمله ویژگی های روح فلسفی، انتقادگری است (شعاری نژاد،1386).

§        مسائل اساسی فلسفه

فلسفه، مخلوق آدمی است و فلسفه به مطالعه و تحلیل انتقادی مسائل انسان واقعی و عینی در زندگی عینی و واقعی می پردازد. بنابراین، تعدّد و تنوّع مسائل فلسفه تحت تأثیر شرایط زمان مکان خواهد بود و نمی توان آن ها را دقیقاً معین کرد. با وجود این، متفکران معاصر به مسائلی در حوزه ی فلسفه اشاره می کنند که عبارتند از:

1-    وجود یا هستی: (اساس هستی یا وجود چیست؟)

2-    معرفت شناسی:(تعیین میزان و حدود توانایی عقل و ادراک آدمی است در شناخت واقع و حقیقت اشیاء و امور به همان شکل که هستند.)

3-    علت و معلول:(علت: موجودی که تحقق موجود دیگر به آن وابسته است.)

4-    ثبات و تغییر

5-    وحدت و کثرت

6-     مجرد و مادی

7-    قوه و فعل

8-    ضرورت و امکان

9-    جبر و اختیار

§        اهداف فلسفه

هدف فلسفه در ارتباط با موضوعات مورد بحث آن، به اعتقاد بیشتر فلاسفه عبارت است از:

·        دادن نظریه ای کلی درباره ی هستی یا بودن.

·        کشف مفاهیم و معانی و ارزش های اشیاء و امور و پدیده ها به طور کلی.

·        بررسی و نقد فرضیه ها و مفاهیم در همه ی حوزه های معرفتی.

·        سرانجام، کمک به مردم در گسترش جهان بینی سالم و بهره مندی از زندگی سالم انسانی(شعاری نژاد، 1386: 117-116).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 06:17 ب.ظ
Aw, this was a very good post. Finding the time and actual effort
to make a very good article… but what can I say…
I put things off a lot and never manage to get anything done.
BHW
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 04:36 ق.ظ
Hi to all, how is the whole thing, I think every one is getting more from this web site, and your views are fastidious designed for new people.
manicure
شنبه 2 اردیبهشت 1396 08:32 ب.ظ
I really like it when folks get together and share opinions.
Great site, stick with it!
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 03:31 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! However, how could we communicate?
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:54 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied
on the video to make your point. You definitely know what youre talking about, why throw away your intelligence
on just posting videos to your site when you could be giving us
something enlightening to read?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر